تبلیغات
Acєтαмιησρнєη - فراق
پنجشنبه 22 بهمن 1394  13:52


یاد اخرین نگاهت هنوز از یادم نرفته

یاد اون لبخند نازو یاد اون لبهای بسته

یاد اون چشم درشتی که سیاهه مثل روزم

که دارم از انتظارت مثل یه شعله می سوزم

یاد اون عشق قشنگی که شده همه وجودم 

یاد اون نگاه گرمی که اگه نبود نبودم

یاد اون همه ستاره یاد اون همه شقایق

یاد اون دلی که حالا شده مثل لیلی عاشق

یاد اون بغضای تلخو یاد گریه های گرمم

فکرشو بکن که بی تو من همش بارون دردم

یاد تو توی خیالم شده قبله گاه عشقم

چشمکای اون ستاره میگه با تو تو بهشتم

یاد تو یه اشیانه س توی قلبم واسه موندن

یاد تو یه شعر تازه س یا ترانه واسه خوندن

****


سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

شاید امشب سوزش این زخم هارو کم کنی

آه باران من سرا پای وجودم آتش است

پس بزن باران شاید تو خاموشم کنی...!

*****


تو خورشید منی من ذره ی محتاج نورم

غم دوری خرابم کره اما من صبورم

به دستم ،با هزاران درد و مهنت آمدی تو

وحالا ازتماشای رخت غرق غرورم

به انجیل و به تورات و به قرآن،کلمه ی وحی

به دنبال نشانی ازتو مشغول زبورم

من و تو از ازل عهدی به سر می پروراندیم

تمام خاطراتت زنده شد،غرق مرورم

تمنای محبت ازکسی هرگز نکردم

تو با مهرت مرا کردی جسورم

خدایا قطره شیرین زبان را نیک دریاب

ازاین درد و غم روز جدایی ده عبورم

****


روزهایم بی تو

تاریکند همچون شب هایم

و حسی که مرا

از محو شدن در این تاریکی ها

می ترساند !

و من

ترسان و لرزان

چراغی روشن کرده ام

و در دل میگویم

که می داند ؟

شاید سوسوی چراغم را دید

و به سراغم آمد !

****


گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه میکنیم

گاه یک نغمه آن قدر دست نیافتنی است که با آن زندگی میکنیم

گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که چشمانمان رهایش نمیکنند

گاه یک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نمی کنیم

****


بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه...
محکم بغلت کنه...
بذاره اشک بریزی راحت شی....
بعد آروم تو گوشت بگه: " دیوونه من که باهاتم "

****


 همیشه رفتن بهترین  نیست
گاهی میان رفتن و ماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی 
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند . . .
****

میخوام برایت بنویسم......از حرفهای نگفته ام

میخوام برایت بنویسم......از نگاههای به زمین دوخته ام

میخوام برایت بنویسم......از اشکهای نریخته ام

میخوام برایت بنویسم......از بغضهای نترکیده ام

میخوام برایت بنویسم......از دردهای در دل مانده ام

میخوام برایت بنویسم......از لحظه های دلتنگیم

میخوام برایت بنویسم...از خنده های از ته دل نکرده ام

میخوام برایت بنویسم......از رازهای سر به مهر کرده ام

میخوام برایت بنویسم......از حس نداشته ام

میخوام برایت بنویسم......از جسم خسته ام

میخوام برایت بنویسم......از زبان بسته ام

میخوام برایت بنویسم......از متنهای برایت ننوشته ام

****
دلــــــم گرفـته بهانه ، بـــــرای آمــــــدن تو
سـروده هـــــر چه ترانه ، بـرای آمـــــدن تو
هــزار باغ شـقایق ، هـــــــزار لالهء عاشق
شکفته هــــر چه جوانه ، بـــــرای آمدن تو
چه مانده صبر و قــرارم زحال این دل زارم؟
گله کـنم به تـــــو یا نه بـــــــرای آمدن تو؟
دوبیتی و غــــزل من ، بـــرای این دل تنگم
و گــــریه های شبــانه ، بـــــرای آمــدن تو
بجز تـــرنّم نامــــــت ، ز آیــه آیــهء هستی
دگـــــر چـــه مانده نشانه بـــرای آمدن تو؟
بـــرای از تو ســرودن ، به پای قافــیه افتاد
عشقم ، ملتــمسانه!، بــــــــرای آمـدن تو
****

عقل میگفت که دل منزل و ما وای من است

عشق خندید که یا جای تو یا جای من است

عقل پرسید که دشوار تر از مردن چیست ؟؟؟

عشق فرمود فراق از همه دشوار تر است



  • آخرین ویرایش:دوشنبه 19 بهمن 1394
CM()   
   
انجمن ادبی طلوع
جمعه 7 اسفند 1394 09:38
نمیدونم چی شده که خیلی وقته از شما خبری نیست از نویسنده هاتون پرنسس عزیز و دیگه حال هوای نوشتن رو ندارید انگار و یا شاید این شبکه های اجتماعی که من بهش میگم شبکه های کوفتی که همه چیز رو خراب کرده و وب نویسی را رو به تباهی کشیده کاش این شبکه ها نبود تا دلها بیشتر نزدیکتر بشه ...
پاسخ : آره وب نویسی وضعش واقعاً خرابه ولی خب طرفدارای خاص خودشو همیشه داره
داش حبیب درس و مشق نمی زاره نویسنده هامون فعال باشن تازه یه مصدوم هم داریم
هانیه ایشالا زودی به میادین برگردی
mehrshad
دوشنبه 26 بهمن 1394 14:53
چند بار بگم؟؟ باووو کم تر از 200 تا کلمه بذار آدم میبینه سکته نزنه خوو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.